تبليغاتX
روباه سفید

روباه سفید

نمایندگی 13-white fox

ترین من

تا سر روي شونش مي ذاشتم مي تونستم بدون ترس آرامش داشته باشم،

زيبا ترين،رويايي ترين ، بهترين بود،

روزي ۴-۵ بار باهاش تماس داشتم،

زيباترين من،

خداي من بود،

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت   توسط علی امینی  | 

یادگاری برای ترسای جاویدان

امید وارم که هیچ یک از شما طعم تلخ شکست رو تجربه نکرده باشید . بعد از اون اتفاق سیاه یه خاطراتی مثل فیلم از جلوی صورتت عبور می کنه که از ته دل دعا می کنی که ای کاش وقتی که میرفت کوله بار خاطراتشو هم با خودش میبرد.درسته که در مورد من خاطره تنها چیزی بود که برام یادگاری موند اما یه شعر از یکی از استادهام شنیدم که حیفم میاد براتون بازگوش نکنم:

بادوست عشق زیباست...با یار بی قراری                                از دوست درد ماندو...از یار یادگاری

و این هم یک تکه از شعر ((ترسای جاویدان من)) ........

بی کسم تنها ترین ترسای من ....................نغمه ی افسوس ماهیهای من

بعد تو خاکسترم را باد برد .................... ساقی می خانه مرگ از یاد برد

گر که دستانم توانش بود باز ....................مینوشت ای دل بسوزان و بساز

آرزوی مرگ اکنون می کنم .................... یادگاری بوده ؟ مدفون می کنم

............................

باش خوشبخت و سپید اقبال و شاد.................... ای که جان من به قربان تو باد

تقدیم به ترسای همیشه زیبا جوانه ای که برای قلب یتیمم میتوانست جاویدان باشد اگر................

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت   توسط علی امینی  | 

یه آه از بی کسی

من از بی کسی های خود ناله گفتم../ به مامور قانون پستت در افتم../ سپس آه دور از قوانین منفور.../

من عاشق شدم غنچه دادم شکفتم../ولی  وای اکنون چنان بوته ای خار ../ نشستم به صد ها سیاهی و زنگار

که قلبم دگر تاب ماندن ندارد../ به مرگم بده کار../ و فریاد و نفرین روان است بر من../

از آن لحظه ی شوم و زیبای دیدار

کنون قلب بیمار چون آه سردی سکون زیر آوار../

بخندید مردم../ بخندید چون سگ../ بنالید سگ ها../

بخندید اکنون ز مرگ امیدم../ ای مردم پست شوم مگس وار رسوا../که سر میدهم من به آهی غمم را../

که آن ناله ها نیز تنهای تنها ../ دگر روی رفتن ندارد به بالا../ خدایا . خدایا!

به آن آه .. دستی کشم روی قلب یتیمم../ که پایان دهم شعر بی منزلم را../

((آه))

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت   توسط علی امینی  |